مدتی پیش بنده خدایی مامی رو دید و گفت:
خوبه دیگه دخترتون توخونه هست و درسهاش هم که تموم شده می تونه کمکتون کنه
مامی ما هم گفت: ای خانــــــوم موقعیکه درس داشت که می گفت: درس دارم، بعد که
درسش تموم شد گفت: کنکور دارم وقت هیچ کاری ندارم بعد که دانشگاه قبول شد
رفت یه شهر دیگه، موقعیکه برگشت گفتم دیگه حالا می تونه جبران کنه رفت سر کار!
حالا هم که بیشتر وقتش هم سرکار هست وقتی بر می گرده خسته ست
|
+| به یادگار گذاشته
دختر شیرازی در جمعه
1388/02/11
|