
نمي دانم زندگي چهار راه عقل و عرفان و شعر و حکمت است
يا شاه راه تقدير !
ولي ميدانم که بي رحمانه در مسير آنم
و سرعتش مرا با خود ميبرد.
لحظه به لحظه سنگيني اش را بيشتر بر دوشم حس ميکنم
کوفتگي بدنم را آزار ميدهد
بي اختيار بودن ، روحم را ميخورد
تنهايي ، اميدم را به ياس مبدل مي کند
و خستگي نمي گذارد که برخيزم.
دوست من !
بزرگترين مژدگاني براي توست!
اگر براي من
خبر مرگم را بياوري
|
+| به یادگار گذاشته
دختر شیرازی در چهارشنبه
1386/03/23
|